اخبار مرکز

بخشنامه ها

فراخوان

کد مطلب: 30523 | تاریخ مطلب: 12/12/1394
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
           

بایدها و نبایدهای جوان انقلابی

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

توجه به سمتگیری انقلاب و خط مستقیم آن
خاطرات دوران نهضت و انقلاب، غالبآ حوادث پر معنا و خط دهنده ای هستند که جهت مسیر و حرکت نهضت و انقلاب را به ما و آیندگان نشان می دهند. علت این که شما ملاحظه می کنید برخی از خاطرات دوران نهضت و انقلاب، در ذهن ها ماندگارتر و در چشمها پررنگتر و جذابترند، این است که از جهت ارایه ی خط کلیِ نهضت و انقلابِ پیروزِ اسلامی گویاتر و رساترند. خاطره ی مربوط به سیزده ی آبان، از این قبیل خاطره هاست.

مراقبت از خط مستقیم
من مایلم که در این خصوص قدری به عمق تفکر اسلامی و قرآنی توجه کنیم وشعار را با مبنای فکری آن تطبیق بدهیم و با توجه به عمق این مبنا، قدر شعار رابیشتر بدانیم و به وسیله‌ی آن، سمت حرکت در انقلاب را با دقت مراقبت کنیم؛چون یکی از چیزهایی که همه ـ مخصوصآ شما جوانها ـ باید به آن توجه داشته باشید، همین سمتگیری انقلاب و خط مستقیم آن است. این را باید حفظ کردو با دقت و مراقبت، به آن توجه کرد که اگر این مراقبت بود، هیچ خطری ما وانقلاب را تهدید نخواهد کرد.

سیزدهم آبان
در سیزدهم آبان ـ همان‌طور که همه می‌دانید ـ سه خاطره است که هر سه‌ی آنها در ارتباط با امریکاست. دو خاطره مربوط به ضربه‌ای است که امریکا به ما زد و یک خاطره مربوط به سیلی‌ای است که ملت ما به امریکا نواخت.

کاپیتولاسیون
خاطره‌ی تبعید حضرت امام(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) اولین خاطره‌ی مربوط به آن روز است؛ چون قضیه‌ی کاپیتولاسیون ـیعنی حاکمیت قضایی دولت امریکاـ در سایه‌ی حکومت دست‌نشانده‌اش در کشور ایران، در حال استقرار بود. اصلا معنا و لازمه‌ی استکبار همین‌طور چیزهاست و مشخصه‌ی مستکبر نیز تحمیل چنین حاکمیتی است.

فشار بر مؤمنین، استقامت بیشتر
امام(ره) در مقابل این حادثه، موضع سختی گرفتند. بیانات ایشان در سرتاسر کشور پخش شد و دستگاه وابسته‌ی به امریکا، احساس خطر کرد و با همان تشخیص غلطی که معمولا اصحاب شیاطین دارند، اولا خیال می‌کردند فشار روی شخص، مقاومتها را کم می‌کند؛ غافل از اینکه فشار بر مؤمنین، استقامتشان را زیادتر می‌کند. ثانیآ تصور می‌کردند که شخص را باید از میان بردارند؛ غافل از این که جریان، جریان الهی بود. آنها امام را تبعید کردند و همان تبعید تا هنگام بازگشتِ آن بزرگوار در دوازدهم بهمن نیز ادامه پیدا کرد.





دانش‌آموزان شهید
دومین خاطره، خاطره‌ی دانش‌آموزان شهیدی است که در ادامه‌ی همان نهضتی به وجود آمد که حدود پانزده سال قبل از آن، طاغوتیان خیال کرده بودند با تبعید امام از بین خواهد رفت؛ ولی برخلاف میل آنان روزبه‌روز قویتر شده و آفاق جامعه را فراگرفته و مرد و زن و پیر و جوان و نوجوان را به صحنه کشانده بود. دانش‌آموزان ما به خیابانها آمدند و مزدوران امریکایی ـ که ما یقینآ جنایات شاه و دستگاهش را به‌حساب آنها می‌گذاریم ـ این عزیزان را شهید کردند. ایـن هـم ضـربه‌ی دومـی بـود کـه در ایـن روز امریکایی‌ها به مـا ملت ایران زدند.

حمله‌ی انقلاب به امریکا، طبیعی‌ترین حادثه
حادثه‌ی سوم، باز نتیجه‌ی طبیعی همین جریان است. نهضت اول آن قدر غریب است که می‌توانند رهبر آن را از داخل خانه بربایند و تبعید کنند. با گذشت حدود پانزده سال، نهضت اول آن قدر پر حجم و پرکیفیت می‌شود که جوانان و نوجوانان دانش‌آموز را هم به خیابانها می‌کشد و بلافاصله بعد از آن، پیروزی نهضت و انقلاب و تشکیل نظامی بر مبنای اسلام را مشاهده می‌کنیم.

نفرت انقلابی
از این جا به بعد، نوبت تهاجم ابتدایی سربازان و فرزندان کتک خورده‌ی همین انقلاب است که این یک امر طبیعی است و اشتباه را آن کسانی کردند که حمله‌ی انقلاب به امریکا و بغض فرزندان انقلاب نسبت به او را یک چیز عجیب دانستند! این، طبیعی‌ترین حادثه‌ای بود که باید در کشور ما انجام می‌گرفت. عکس‌العمل انقلابیون نسبت به امریکایی که ضامن همه‌ی فجایعِ دوسه دهه‌ی اخیر قبل از انقلاب بوده است، همین است که وقتی ملت انقلابی توانست و قدرت پیدا کرد، هر طور که می‌تواند، نفرت خودش را نسبت به مستکبران و زورگوها و قلدرها و متجاوزان نشان بدهد.

تسخیر لانه‌ی مستکبران؛ تحقیر امپراتوری زر و زور و تزویر
حادثه‌ی سوم، در همین روز اتفاق افتاد. اینجا دیگر مسئله بر عکس شد. یعنی جوانان ما و دانشجویان مسلمان پیرو خطّ امام ـ همان اسمی که خودشان آن را انتخاب کرده‌بودند و گویا بود و جهت را روشن می‌کرد ـ به سفارت امریکا حمله کردند و آن حادثه‌ی عجیبِ تاریخی اتفاق افتاد. مسئله، مسئله‌ی سفارت و اعضای آن و این قبیل مسائل نبود؛ مسئله این بود که امپراتوری عظیم زر و زور و تزویر با این عرض و طول در دنیای معاصر که تمام ملتها و رهبرانشان را در مواجهه با قدرت استکباری خود تحقیر می‌کند و دولتهای برخاسته از ملتها را به چیزی نمی‌انگارد و هر وقت اراده کند، آنها را بر می‌دارد و یا به آنها تهاجم می‌کند، یکجا تحقیر بشود و به دنیا نشان داده شود که زورِ زورگویان، یک چیز مطلق نیست و اراده‌ی مستکبران، امر غالب بر فطرت جهان نیست.

تحقیر استکبار
آنها خواستند این باور غلط در ذهن مردم واقع بشود؛ در حالی که این باور واقعیت ندارد. امریکایی‌ها، در آن حادثه تحقیر شدند که هنوز هم غبار ملالتش از چهره‌ی سردمداران مستکبر امریکا زدوده نشده است و در آینده هم زدوده نخواهد شد. هر کدام از این سه حادثه، پرمعنا و کاملا روشن است.

انقلابی با جوهر فکریِ اسلام در تعرض امریکا

در اینجا مایلم دو مطلب را مطرح کنم :
اول این است که از اوایل پیروزی انقلاب، برای جمعی که از صحنه‌های اصلی انقلاب جدا بودند و روح حقیقی انقلاب را درک نکرده بودند، عادت شده است که تکرار کنند و بگویند و بنویسند که اگر ما از اول انقلاب با امریکا مواجهه نمی‌کردیم، در طول این چند سال، این همه خطر و زحمت از طرف امریکا برای انقلاب و ملت ما پیش نمی‌آمد!! ممکن است پشت سر این گویندگان، دستهای تبلیغاتچی‌های خود امریکایی‌ها و غربی‌ها قرار داشته باشند، من به این قسمت و به این بُعد قضیه کاری ندارم. اصلا خود حرف، حرفی غلط و ساده‌لوحانه است ـ البته اگر مغرضانه نباشد.
مسئله این نیست که ملت ایران آیا حق داشت به امریکا تعرض بکند یا نه؟ و اگر حق داشت یا حق نداشت، آیا مقتضای عقل و حکمت این بود که به امریکا تعرض بکند یا نه؟ اصلا قضیه این نیست؛ بلکه مسئله این است که انقلابی با جوهر فکریِ اسلام، ممکن نیست از تعرض امریکا و امثال آن، خود را بر کنار بداند. استکبار جهانی، بر تخت فرعونی امپراتوری زر و زورش که ننشسته تا صرفآ تماشا کند و بی‌تفاوت بماند و مشاهده کند که در میان ملتها، فکرها و اندیشه‌هایی رشد می‌کند که پایه‌ی این اندیشه‌ها، واژگون کردن تخت استکباری است.

تشخیص استکبار
معلوم است که بی‌تفاوت نمی‌ماند. معلوم است که با دستگاه‌های اطلاعاتی و ایدئولوگهای مخصوصِ خود، کاملا تشخیص می‌دهد که کجا و کدام فکر و کدام ملت و کدام شخص، برای او تهدید محسوب می‌شود و سعی می‌کند با تمام قوا، این تهدید را از خودش رفع کند و در این خصوص، حتّی شخصیتها را ترور کند و قبل از آن که نهضتِ ملتها به ثمر برسد، آنها را زیرفشارهای وحشیانه قرار دهد.

تهدید استکبار
آیا فکر می‌کنید آنجایی که استکبار احساس خطر می‌کند، نسبت به انقلابی که علی‌رغم میل او، رشد کرده و پیروز شده و دولت و ملتی تشکیل داده و شعاری در دنیا مطرح کرده و همه‌ی ارکانش تهدیدی نسبت به عرش قدرت استکبار است، آرام و نجیب و بی تفاوت خواهد بود و در گوشه‌ای خواهد نشست؟!


تلاش استکبار
استکبار، با همه‌ی وجود به مقابله با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی کمر بست. اگر انقلاب اسلامی ـ به فرض محال ـ متعرّض امریکا هم نمی‌شد، آن‌قدر فشار و حیله و خدعه از طرف استکبار و امریکا، علیه این انقلاب و نظام انجام می‌گرفت، تا یامنحرفش کنند و یا بکلی نابودش نمایند. این، روش امریکا و استکبار در مقابل انقلاب اسلامی است و انقلاب اسلامی با جوهر و طبیعت و ماهیت اسلامی خود، چنین خصومت و دشمنی‌ای را از طرف استکبار اقتضا دارد.

مفهوم استکبار و مقابله‌ی با آن
نکته‌ی دومی که جوانها باید به آن توجه کنند، این است که ما چرا با فلان دولت یا فلان رژیم مخالفیم؟ آیا این درست است که کسی تصور کند موضعگیری ما در مقابل قدرتهای استکباری عالم، یک موضعگیری موسمی یا مصلحتی یا تاکتیکی است، یا نه؟! البته که این تصور غلطی است. معنا و مفهوم استکبار، یک مفهوم قرآنی است و چیزی نیست که بی‌خود و بی‌دلیل، در فرهنگ انقلاب ما به‌وجود آمده باشد. مفهوم استکبار، مقابله با استکبار را از سوی مسلمین و مؤمنین و نظام و انقلاب اسلامی اقتضا می‌کند؛ آن هم نه به صورت مصلحتی و موسمی و تاکتیکی؛ بلکه به صورت همیشگی این مقابله وجود دارد. ذات انقلاب این است و تا انقلاب هست، چنین چیزی هم خواهد بود.


معنای استکبار

اصلا مفهوم استکبار در قرآن همین است که عنصری یا شخصی یا جمعی یا جناحی، خود را بالاتر از حق به‌حساب آورد و زیر بار حق نرود و خود و قدرتش را ملاک حق قرار بدهد! اولین مستکبر در تاریخی که قرآن برای ما ترسیم می‌کند، ابلیس است: «ابی واستکبر».[2]او، اولین مستکبر است.

مستکبر
ممکن نیست فرض کنیم که یک مسلمان یا مؤمن یا موحّد، حتّی یک روز یا یک لحظه، از دشمنی با ابلیس و شیطان منصرف بشود. اصلا خط اسلام، یعنی خط ضد ابلیس و شیطان. در طول دعوت انبیا، مستکبران کسانی بودند که دعوت الهی و توحید را قبول نکردند و با آن به مقابله برخاستند و زور گفتند: «قال الملأ الّذین استکبروا من قومه لنخرجنّک یا شعیب».[3] وقتی پیامبر سخن حق می‌گوید و مردم را به حق دعوت می‌کند، مستکبران می‌گویند: اگر زیاد حرف بزنی، تو را اخراج می‌کنیم!این لحن زورگویانه، در مقابل داعی به حق است. این، معنا و تصویری روشن از استکبار است که در دنیای امروز، همان نظام سلطه می‌باشد و در محیط سیاسی دنیا، همان روح ابرقدرتی و هر آن چیزی است که به سمت ابرقدرتی کشش داشته باشد و تمایل پیدابکند. قدرتهایی که هنوز ابرقدرت نیستند، اما خودشان را نیمه‌ابرقدرت(!) می‌دانند، آنها هم در برخوردشان همین‌طورند.

موضع استکبار
امروز، متأسفانه محیط زندگی بشر از تصرفات و عملکرد گروه‌های استکباری در سرتاسر دنیا سرشار است. البته، در رأسشان امریکاست. اینکه دولتی در آن سر دنیا به‌خود حق می‌دهد علی‌رغم منافع ملتهای منطقه، منافع خودش را تأمین بکند، این همان روح استکبار است و چیز دیگری نیست. اینکه دولتی به‌خود حق می‌دهد که اگر دولتی مخالف او بود، صریحآ و علنآ و بدون هیچ خجالتی بگوید: من او را برمی‌اندازم، این روح استکبار است؛ همین چیزی که امروز از امریکا نسبت به بسیاری از دولتهای امریکای لاتین و بعضی جاهای دیگرِ دنیا سر می‌زند. استکبار، چون جوابی ندارد و منافعش در خطر است و منفعتش باسقوط آن دولت، بیشتر تأمین می‌شود،این موضع را می‌گیرد.


حرکت استکباری
اگر شما امروز به صحنه‌ی سیاسی دنیا نگاه کنید، از این قبیل چیزها زیاد مشاهده می‌کنید. اینکه قدرتها بیایند کشوری را غرق کنند و ملتی را از خانه‌ی خودش بیرون نمایند و بِزور، دولت دیگری را در آن جا تشکیل دهند و جای آنها بنشانند، این همان حرکت استکباری است. در حادثه‌ی فلسطین، قدرتهای زورگوی دنیا دست به‌دست هم دادند و یک ملت را از خانه‌ی خودش بکلی آواره کردند. این،چیز خیلی بزرگ و عجیبی است. امروز، دنیا به این رویه عادت کرده است که ملتی را از داخل کشورش اخراج کنند و سپس بِزور، آدمهایی راازجاهای مختلف دنیا بیاورندودرآنجابنشانندویک ملتِ دروغین و مصنوعی به‌وجود بیاورند و دولتی را هم در رأسش بگذارند تا منافع قدرتهای بزرگ در آن منطقه‌ی عربیِ حساس تأمین بشود!! این، همان استکبار است.


روح استکبار
اینکه امروز مشاهده می‌کنید امریکایی‌ها با خونسردیِ تمام، از کشتار هزاران انسان حرف می‌زنند و انفجار بمب در هیروشیما و کشتار هزاران انسان را عادی تلقی می‌کنند و می‌گویند: آن اقدام به مصلحت بود و ما چنین کاری را لازم دانستیم!!، همان روح استکبار است. اگر هواپیمایی را با سرنشینانش ساقط می‌کنند و مورد اعتراض قرار می‌گیرند، می‌گویند: قضیه‌ای بود که تمام شد، صحبتش را نکنید!!

جنجال استکبار
به‌طور طبیعی، برای آنها آدمکشی و جنایت، یک امر معمولی است؛ اما آنجایی که پای منافع خودشان در میان باشد و یا فرضآ یک شهروند آنها در گوشه‌ای از دنیا غلطی کرده باشد و چند نفر از فشارِ رنج و ناراحتی، بلایی سر او بیاورند، در این هنگام، دنیا را از جنجال پُر می‌کنند؛ چون برای خودشان حقی در زندگی و حیات قایلند که برای هیچ‌یک از افراد بشر، این حق را قایل نیستند. این، همان روح استکبار است که در نظام سلطه‌ی کنونی دنیا وجود دارد.

سلطه‌گر و سلطه‌پذیر؛ هر دو مقصر
ما در دنیا اعلام کرده‌ایم که انقلاب اسلامی، با نظام سلطه مخالف است. نظام سلطه، یعنی اینکه دولتها و قدرتهایی زور بگویند و ملتها و گروه‌ها و کشورها و دولتهایی، آن زور را قبول کنند. طرفین، طرفین نظام سلطه‌اند و ما نظام سلطه را ردکردیم و رد می‌کنیم و با آن به مبارزه بر می‌خیزیم. ما در نظام سلطه، طرفین را مقصر می‌دانیم؛ هم سلطه‌گر و هم سلطه‌پذیر را. استکبار، به معنای همین نظام سلطه است.


نشانه‌های استکبار در نظام غربی
امروز که شما به کل نظام غربی نگاه می‌کنید، از این خصوصیت استکبار و سلطه، نشانه‌هایی را می‌بینید. البته، در دنیا هیچ دولتی پُرروتر و وقیحتر از رژیم امریکا، سلطه و استکبار را آشکار نمی‌کند؛ اما این خصوصیت، مخصوص امریکا هم نیست. در کل نظام‌های غربی و کسانی که تابع آنها هستند ـمثل دولتهای ارتجاعی و وابسته و نظام‌هایی که برای خودشان قدرتی هستندـ خصوصیات سلطه خودش را نشان می‌دهد؛ اگر چه دنیا آنها را به‌عنوان ابرقدرت نپذیرد.


جنجال بر سر حجاب
همین جنجالِ مربوط به حجاب در اروپا را مشاهده کنید. علی‌رغم شعارهای آزادی‌ای که می‌دهند، ولی یک گرایش کوچک و یک مظهر محدود از تفکرِ غیر و ضد خودشان را به هیچ وجه تحمل نمی‌کنند. این، همان روح استکبار است، همان «لنخرجنّک یا شعیب»[4] است که چون بر خلاف نظر ما حرف می‌زنی، اصلا تحملت نمی‌کنیم.


مدعیان دموکراسی
فشاری که روی ملت لبنان برای تحمیل نظام فرقه‌ای و تحمیل اقلیت بر اکثریت وارد آورده می‌شود، برخلاف همه‌ی ادعاهای دمکراسی است؛ اما مشاهده می‌کنیم که چنین تحمیلی از سوی کسانی وارد می‌شود که مدعی دمکراسی در دنیا هستند!! این، یکی از نشانه‌های سلطه در دنیاست و از خصوصیات استکبار می‌باشد.
اینکه مشاهده می‌کنید در سرتاسر دنیا، تبلیغات علیه گروه‌های مبارز و مسلمان و مخلص، غالبآ تبلیغات طرفدار استکبار است و انسانهای فداکاری را که برای نجات خودشان از شرایط بد زندگی، دست از جان شسته‌اند، تروریست معرفی می‌کنند، همه‌ی اینها از همان خصوصیات استکبار است.

مبارزه‌ی ملت ایران
یکی از کسانی که در قرآن، راجع به او کلمه‌ی استکبار و مستکبر به کار رفته، شخص فرعون است. او، درباره‌ی موسی چنین حرفهایی می‌زد. بنابراین، مسئله‌ی استکبار یک مسئله‌ی قرآنی است. ما با همه‌ی این جلوه‌هایی که بیان شد، مخالفیم. مبارزه‌ی ملت ایران، یک مبارزه‌ی شعاری و احساساتی و موسمی و تاکتیکی نیست؛ بلکه یک مبارزه‌ی قرآنی و عمیق و دارای ریشه‌ی مکتبی است.

برخورد با همه‌ی مظاهر استکبار در دنیا
ما با همه‌ی مظاهر استکبار در دنیا برخورد می‌کنیم. با امریکا بیشتر از دیگر دولتها و مستکبران عالم برخورد می‌کنیم؛ چون بیشتر از همه مستکبر است؛ چون جاهلانه‌تر و غرورآمیزتر از همه، نسبت به ملتهایی که با او روبه‌رو هستند ـو بیش از همه نسبت به ملت ماـ استکبار را به کار می‌برد. تحلیل مبارزه‌ی مردم ایران، این گونه است. البته، تحلیل گرانِ غالبآ وابسته به محافل سیاسیِ جهت‌دار، قضایای ایران را صادقانه تحلیل نمی‌کنند؛ بلکه مسائل را مغرضانه تحلیل می‌کنند. آنها می‌گویند: در ایران دو جناح وجود دارد. یک جناح این‌گونه می‌گوید و جناح دیگر آن‌گونه! یا مثلا می‌گویند: تمهیدات و مقدمات را فراهم می‌کنند تا با فلان و بهمان شخصیت کنار بیایند! اینها، تحلیل‌های دشمنان ماست. اینها، تحلیل‌های بیگانه از واقعیت است.

مبارزه‌ی همیشگی با امریکای مستکبر
در ایران، هرکسی که به انقلاب اسلامی و به اسلام و به پایه‌های اسلامیِ این انقلاب اعتقاد دارد، لاجرم به مبارزه‌ی همیشگی با پرچمداران قدرت استکباری دنیا ـکه امروز در رأس آنها امریکاست ـ نیز اعتقاد دارد. البته، بوق تبلیغات دست دشمنان ماست. آنها، روش‌های تبلیغاتی را هم خیلی خوب می‌دانند. پولهای زیادی را خرج یادگرفتن تبلیغات کردند و خیلی خوب می‌توانند ملتی را به خشونت و وحشیگری و آداب ندانی و ماجراجویی متهم کنند؛ فقط به دلیل این که نسبت به حق انسانی خود پافشاری کرده و نسبت به متعرضان و متجاوزان به حقوق انسانی تعرض کرده است؛ کما اینکه در این چند سال، از این کارها نسبت به ملت ما کردند؛ ولی ما که اینجا نشسته‌ایم، نباید تحت تأثیر آن تبلیغات قرار بگیریم.
                                  

تبلیغ امریکایی
چرا باید در داخل کشور انقلابی و ایران اسلامی، کسی تصور کند که فریاد و خروش علیه امریکا، یک عمل خشونت‌آمیز و ماجراجویانه است؟! این، تبلیغ آنهاست. ماجراجویی را آن دزدی می‌کند که وارد حریم خانه‌ی شما می‌شود؛ نه شما که او را از خانه بیرون می‌کنید یا علیه او شکوه می‌کنید یا سرِ او داد می‌کشید یا مظلومیت خودتان را اینجا و آنجا نقل می‌کنید.

خشونت‌طلب
خشونت را آن کسی می‌کند که جان صدها و هزارها انسان انقلابی از هر کشوری ـ از جمله کشور و ملت ما ـ برایش هیچ ارزشی ندارد؛ نه ما که نسبت به روش خشونت و وحشیگری دشمنان و این‌گونه قدرتها فریاد می‌کشیم و نه آن بیچاره‌هایی که در لبنان و امثال آن، زیر فشار نیروهای امریکایی و مزدوران سیاسی و نظامی آنان، به عمل انتحاری دست می‌زنند تا وجود و حضور و بغض خودشان را نشان بدهند. بله، تبلیغات جهانی، این حرکت را به عنوان خشونت و ماجراجویی و از آداب به دور بودن و امثال آن وانمود می‌کند؛ اما رفتار خودشان را نمی‌بینند!!

نسل جوان پیشرو در حرکت عظیم ملت ایران
شما دانشجویان و دانش‌آموزان و جوانان، برای نسل آینده و دوره‌ی بعد، پایه‌های اصلیِ انقلابید. امروز هم شما در انقلاب تأثیر زیادی دارید؛ چون جوانید. امروز هم شما در جبهه‌ی سیاسی و نظامی و سازندگی و هر جای دیگر که بتوانید حضور داشته باشید، عنصر فعال انقلابید؛ امّا فردا شما پایه‌های انقلاب هستید. امروز، عناصر مؤثرید؛ ولی فردا ستون‌های انقلاب هستید. توجه کنید انقلاب را با ریشه‌ها و مبانی فکری و منطقیش، بدرستی بشناسید.
امروز که یازده سال از آن روزهای خونین می‌گذرد، نسل جوان ملت ایران حق ندارد آن روزهای سیاهِ قبل از آن را از یاد ببرد. در حرکت عظیم ملت ایران، نسل جوان باید پیشرو باشد. برای نسل جوان ـبخصوص نسل جوان دانشجوـ بی‌تفاوتی و خونسردی جایز نیست. آن جوانی که به سرنوشت کشور نیندیشد و حوادث و خصومتهایی را که نسبت به کشورش در دنیا سازماندهی می‌شود،نبیندونسبت به آنها نجوشد و نخروشد، آن جوان لایق این نیست که نام جوانِ شهروندِیک ملت انقلابی را روی خودش بگذارد. روح جوان،آن روح پرتپشی است که در سختی‌ها، به داد کشور و ملت رسید و آنها را نجات داد.


جوانان امروز و دیروز
جوان نسل امروز، از این جهت که در دورانی مثل دوران سیاه خفقان و اختناق رضاخانی و محمدرضاشاهی نبوده، شانس آورده است. سختی‌هایی که جوانانِ آن روزگار تحمل کردند، هیچ وقت نباید از یاد جوانانِ امروز برود. البته، این فداکاری مخصوص ملت ما هم نبود؛ جوانها و نوجوانهای ملتهای دیگر هم، در دوران اشغال کشورشان و یا در دوران اختناق حاکم بر ملتشان، فداکاری‌ها کردند.

جوان و درک انقلاب
امروز، شما جوانان وظیفه دارید انقلاب را با همه‌ی وجود، تا اعماق جانتان نفوذ و رسوخ بدهید و مفهوم انقلاب و مبانی فکری آن را از بن دندان درک کنید و برای هنگامی که این ملت بدان احتیاج دارد و در دو صحنه مبارزه می‌کند، آن را در خود ذخیره کنید. صحنه‌ی اول، صحنه‌ای است که انقلاب را از لحاظ اقتصادی یا نظامی و یا سیاسی تهدید می‌کند که باید آن ذخیره را برای دفاع از انقلاب و کشورتان ـبه هرگونه که زمان و موقعیّت اقتضا می‌کندـ به‌کار بندید. صحنه‌ی دوم، صحنه‌ی سازندگی است. بهترین سازندگان، سازندگان انقلابیند. بهترین پدیدآورندگان دنیای آباد باغ انقلاب، کسانی هستند که از انقلاب جوشیده‌اند و انقلاب در جان آنها رسوخ کرده است. شما جوانان باید برای این دو صحنه، خودتان را هر لحظه آماده داشته‌باشید.

سرمایه‌گذاری دشمن روی جوانان
من به‌عنوان فردی که جریان‌ها را می‌شناسد و از جریان‌های جهانی و پشت پرده و توطئه‌های دشمن آگاه است و از اول انقلاب با آنها سروکار داشته است، می‌گویم که جوانان عزیز! دشمن روی شما سرمایه‌گذاری‌های زیادی می‌کند؛ حواستان جمع باشد. عده‌ای را به بی‌تفاوتی می‌کشاند و عده‌ای را دلسرد و مأیوس می‌کند. یأس، بزرگترین آفت جوان‌است. جوانها بدانند که متأسفانه یأس به روح جوان زودتر راه پیدا می‌کند؛ همچنان که امید این‌گونه است. در مقابل یأسی که دشمن می‌خواهد به جوانها تلقین و تزریق کند، خودتان را مصونیت بدهید.

انحراف جوانان
جوانی که مظهر طهارت و صفا و پاکی است، دشمن می‌خواهد او را به فساد و بی‌صفایی و ناپاکی ـ در انواع مختلفش ـ بکشاند. همچنین عده‌ای را با تزریق تأملات و تفکرات غلط سیاسی، از راه صحیح منحرف کند. اوایل انقلاب، عده‌ای جوان در این کشور پیدا شدند و اسلحه به دست گرفتند و با دولتی انقلابی ـ که شرق و غرب با آن مبارزه می‌کرد ـ جنگیدند! دشمن، در مغز این بیچاره‌ها و طفلکها، فکر غلط سیاسی تزریق کرده بود. در همین دانشگاه تهران، در سال 58 و 59، دانشجو سنگر سازی کرد و اسلحه به دست گرفت و به سمت دولت و ملت انقلابی تیراندازی کرد. این کار، با کدام مقیاس قابل فهم و باور است؟! دانشجویی که باید در برابر دشمنان انقلاب سینه سپر کند و سپر بلای این انقلاب بشود، خودش بلایی به جان این انقلاب شد! این، اصلا قابل باور نیست؛ اما اتفاق افتاد.

انقلاب، موج خروشان
البته، انقلاب موج خروشانی است که هر چیزی بخواهد با او مقابله کند، آن را تحمل نمی‌کند. انقلاب، آنها و بزرگتر از آنها را با خودش برد. بعضی توانستند با جریان انقلاب همسو شوند و بالاخره خودشان را به نحوی با انقلاب همراه کنند و نجات پیدا کنند؛ امّا عده‌ای دیگر هم در این اقیانوس موّاج غرق و نابود شدند و صد البته، نابودی معنوی از نابودی جسمی خطرناکتر است.

تفکر هادی
امروز، هر اندیشه‌ای که جوان را دچار این احساس بکند که از مسئولان و پیشروان انقلاب و مدیران کشور جداست، این اندیشه و تفکر، از نوع همان تفکرات سیاسیِ غلطِ تزریق شده است. امروز باید ملت و دولت، پشت‌به‌پشت و دست‌به‌دست هم و در کنار یکدیگر، با تمام توان تلاش کنند تا همه‌ی طلسمهای استکبار و سلطه را بشکنند و از بین ببرند. این، صحنه‌ی بسیار مهم و حساسی است. تفکری که شما را هدایت خواهد کرد و باید بکند، تفکر اسلامی است. باید در دانشگاه‌ها به تفکرات اسلامی و کار اسلامی، خیلی اهمیت بدهید.

امیدوارم خداوند متعال به شما توفیق دهد و تأییدتان بکند. از همه‌ی شما برادران و خواهران، مخصوصآ خانواده‌های شهدای عزیز دانشجوی مسلمان پیرو خط امام، تشکر می‌کنم. یقینآ این پاداش مجاهدتها و صدق و صفای آنهاست. خداوند به همه‌ی شما توفیق بدهد و همه‌ی ما را در راه تحکیم نظام اسلامی و گسترش تفکر اسلامی در سراسر دنیا، کمک کند.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته

--------------------------------------------------------------------------------
[1]. سخنرانی در دیدار با گروه کثیری از دانشجویان و دانش‌آموزان، به مناسبت سیزدهم آبان ماه) روز ملی مبارزه با استکبار)، 10/8/1368.
[2]. بقره / 34.
[3]. اعراف / 88.
[4] . اعراف / 88. 

. انتهای پیام /*

دیدگاه ها و نظرات

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده: *  
پست الکترونیک:
نظر:
 
کد امنیتی:
ارسال

 
 
  • امام
  • دانشگاه
  • روشنای علم
  • فراخوان
  • آثار علمی
  • مطالب سایت
  • چند رسانه ای
  • سایتهای مرتبط